گزارش چهارمين نشست گروه كليات عصر كتاب زنجان:
گزارش از : مهدي جليلخاني
نقد نظريه و تئوري در كتابداري و اطلاعرساني
در نقد و بررسی كتاب مباحث نظري در كتابداري و اطلاعرساني،نوشته فاطمه رهادوست
چهارمين جلسه گروه كليات عصر كتاب عصر روز چهارشنبه 20 تيرماه به همت مديريت امور كتابخانههاي عمومي استان در محل سالن اجتماعات كتابخانه سهروردي زنجان با حضور دكتر مهدي افضلي و كتابداران و اطلاعرسانان كتابخانههاي استان برگزار شد.
گروه كليات كه به نقد و معرفي كتاب در حوزههاي كتابداري، اطلاعرساني، روزنامهنگاري، نسخ خطي، كامپيوتر، دايره المعارف و فهرستها، لغتنامه و فرهنگنامه، كتابشناسي و دانشنامه، نظر دارد بهمن ماه سال گذشته در كنار گروههاي نقد ادبيات، تاريخ، علوم سياسي و روابط بينالملل و فلسفه مديريت امور كتابخانهها تشكيل شد.
در اين نشست كه با اجراي سيدحسين محمدي، كارشناس كتابداري و اطلاعرساني و مسئول كتابخانه سهروردي زنجان برگزار ميشد، كتاب ”مباحث نظري در كتابداري و اطلاعرساني“ نوشته فاطمه (بهار) رهادوست به بحث و بررسي گذاشته شد و ليلا صباغي و كريم حنفي به همراه ميهمان ويژه دكتر مهدي افضلي كه به تازگي از سفر تركيه و پايان دوره دكتري خود در رشته مديريت اطلاعات به زنجان بازگشته، به نقد و بحث پيرامون اين كتاب پرداختند.
در ابتداي اين آيين نقد سيدحسين محمدي با اشاره به اهداف گروه كليات از گامهاي مؤثر اين گروه ناقدان در جهت ترويج و اشاعه فرهنگ مطالعه و كتابخواني و ارتقاي دانش تخصصي كتابداران استان ياد كرد و گفت: ”كتاب حاضر حاوي مجموعه مقالات نويسنده در سال 84 توسط نشر كتابدار در 1500 نسخه و با قيمت 15 هزار ريال وارد بازار نشر گرديده كه به جز دو مقاله پاياني، ساير مقالات اين كتاب مرتبط با حوزه نظري و تئوريك كتابداري و اطلاعرساني است و در آنها به اصول و مباني و فلسفه اين رشته علمي پرداخته شده كه براي كتابداراني كه در ميدان عمل چنين حرفه و رشتهاي هستند بسيار ضروري است. اگرچه به گفته صاحبنظران، اين علم، دچار فقدان نظريههاي صريح و مغفول ماندن دانش فلسفي است و ديدگاههاي معرفتشناختي و فرانظري كمتر تدوين شدهاند و ما كتابداران آن قدر كه به فنون و جنبههاي عملي اين حرفه تأكيد كردهايم كمتر بنيانهاي فلسفي و جنبههاي نظري كتابداري و اطلاعرساني به تفكر پرداختهايم“.
محمدی با اشاره به هدف نويسنده كتاب در ضرورت پرداختن به اين نقصان اضافه كرد: ”بيتوجهي به اصول و مباني و جنبههاي نظري، عوارض و پيامدهايي را ميتواند به دنبال داشته باشد كه اولين آنها نوعي شكاف بين نظريه و عمل است كه همين امر به ضعف پژوهشهاي بنيادين و به تبع آن بيدفاع شدن اين علم در برابر علوم ديگر خواهد شد“.
سپس ليلا صباغي كارشناس كتابداري و اطلاعرساني و مسئول كتابخانههاي عمومي شهرستان خرمدره به معرفي نويسنده كتاب پرداخت و گفت: ”فاطمه رهادوست، شاعر، نويسنده و پژوهشگر عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران داراي 10 جلد كتاب در حوزههاي كتابداري و شعر است. تز او با عنوان ايجاد و توسعه كتابخانه در كارخانهها و مراكز صنعتي ايران در سال 1356 تهيه و ارائه شده و از مباحث مورد علاقه ايشان پژوهش و كار در زمينه اصطلاحنامه است كه علاوه بر آن حوزههاي نظري و فلسفي دانش كتابداري و اطلاعرساني را نيز شامل ميشود“.
صباغي درباره كتاب مورد بررسي اضافه كرد: ”كتاب حاضر در سال 1384 چاپ گرديده كه در سال 85 به عنوان كتاب سال برگزيده شده است“.
اين سخنران سپس با يادآوري اين نكته كه جلسات عصر كتاب با در اختيار قرار دادن اطلاعات مفيد كتابهاي مورد نقد ميتواند در استفاده بهينه از زمان براي مخاطبان مؤثر باشد گفت: ”عناوين و نام مقالات در اين كتاب صريح و شفاف هستند كه در عين علمي بودن اين مقالات به حمايت از مكتب خاصي نيز سخني به ميان نيامده و نويسنده براي تحول به دنبال افكار جديد و تازهاي بوده است“.
كارشناس كتابداري و اطلاعرساني ضمن پرداختن به ويژگيهاي صوري كتاب و نكات كلي آن اضافه كرد: ”نويسنده در اولين مقاله كتاب خود با عنوان درآمدي بر آسيبشناسي كتابداري و اطلاعرساني در ايران پيشفرض خود را بيمار بودن كتابداري و اطلاعرساني به عنوان امري بديهي ميپندارد و در بيان نشانهها و شواهد آسيب، به نبود كتابخانه دانشگاهي استاندارد، غيراستاندارد بودن كتابخانههاي عمومي كه باتوجه به استاندارد دو كتاب براي هر فرد در سال 84 با جمعيت 60 ميليون تنها 15 ميليون جلد كتاب موجود است و نيز نبود كتابخانههاي آموزشگاهي، عدم تغيير طي 15 سال در بعد آموزش رشته كتابداري و فقر پژوهش در اين زمينه را از عوامل مهم برميشمارد“.
صباغي از قول نويسنده ادامه داد: ”معادل گرفتن واژه اطلاعرساني با خبررساني در رسانههاي گروهي ايران شيوع فراواني دارد كه اين خود آخرين نشانه از آسيب و از نشانههاي ملموس مهجور ماندن رشته حرفه كتابداري و اطلاعرساني است و از متغيرهاي تأثيرگذار براي اين امر، بيسوادي، پايين بودن سطح سواد كتابخانهاي و نبود عادت مطالعه، غلبه فرهنگ شفاهي بر فرهنگ مدون در جامعه و نبود آزاديهاي مدني به ويژه نهادي نبودن حق دسترسي آزاد هر شهروند به منابع اطلاعاتي، غلبه فرهنگ تبليغ بر فرهنگ تحقيق و همچنين عدم آگاهي دولتمردان از اهميت و نقش اطلاعات در توسعه ملي در اين كتاب نام برده شده است“.
وي با اذعان به اين نكته كه حتي در غرب نيز رشته كتابداري و اطلاعرساني دچار فقر نسبي مباني نظري است، از اين آسيب به عنوان آسيب بزرگ بنيادي ياد كرد و گفت: ”نويسنده معتقد است كه در ربع قرن اخير در غرب كتابي با عنوان مباني كتابداري و اطلاعرساني موجود نيست و اگرچه نبود چنين منبعي به منزله توقف اين رشته نيست ولي بيانگر پايين بودن حجم كار نظاممند در اين زمينه نسبت به ديگر رشتههاي علوم اجتماعي است“.
ليلا صباغي در ادامه با اشاره به نقش راهنماي كتابداران در كتابخانهها و عدم تسلط آنها به مهارتهاي روز و مدرن و شيوههاي اطلاعيابي، به وضعيت اين رشته و حرفه در ايران پرداخت و گفت: ”با گذشت بيش از 60 سال از عمر كتابداري نوين در ايران، به دليل مصرفكنندگي غيرخلاق فرآوردههاي غربي، ايران نيز در اين زمينه به همان دام فقر مباني نظري و تئوري دچار گرديده است“.
وي با بررسي كامل و مفصل هر مقاله از كتاب، لزوم چينش منطقي مقالهها براي درك بهتر موضوع اصلي كتاب را متذكر شد و در پايان گفت: ”كتاب حاضر به دليل پرداختن به موضوع مهمي در اين زمينه بسيار سودمند است، اگرچه اولين گامها اغلب ناقص و دشوارند“.
سپس دكتر مهدي افضلي با بيان اين نظر كه كتاب مباحث نظري در كتابداري و اطلاعرساني رهادوست را نپسنديده است، گفت: ”در كتابخانهها دو منبع مهم اطلاعاتي وجود دارد: كتاب و مقالات علمي موجود در نشريات كه هر يك داراي ويژگيها و قالبهاي خاصي هستند. هنگامي كه اين دو با هم تلفيق ميشوند، مجموعه مقالات پديد ميآيد كه بايد هم خصوصيت كتاب و هم ويژگي مقاله را دارا باشد. از طرفي يك مقاله بار اطلاعاتي و علمي با ارزشتري دارد چراكه براي چاپ آنها در مجلات معتبر، پروسه و مراحلي طي ميشود كه به آن مراحل داوري ميگويند اما براي چاپ كتاب چنين مراحلي وجود ندارد و حداكثر داوري در آن، ويراستاري ادبي آن توسط ناشر است“.
افضلي پرسيد: ”وقتي مجموعه مقالهاي چاپ ميشود اولين پرسش آن است كه لزوم چاپ مجدد مقالاتي كه قبلاً در نشريات منتشر گرديده، چه بوده است.
وي با اشاره به فقدان اطلاعات كتابشناختي هر يك از مقالههاي موجود در اين كتاب، نويسنده را به عنوان فردي غيركتابدار و غيرمتخصص معرفي كرد و گفت: ”شيوه تنظيم مقالات نيز در اين كتاب مشخص نگرديده كه بايد در يكي از موارد الفبايي، تاريخي، موضوعي يا … ردهبندي ميشد“.
افضلي با اشاره به نظر نويسنده به غيرقابل قبول دانستن منابع ترجمهاي در رشته كتابداري، از استفاده نويسنده در 60 درصد منابع موجود در اين كتاب به عنوان منابع ترجمهاي ياد كرد و اضافه ساخت: ”با نظر به ميانگين تعداد منابع مقالات حاضر در اين كتاب، ميتوان دريافت كه اين منابع به روش پژوهش كتابخانهاي گرد آمدهاند كه بسيار اندك ميباشند. از طرفي، هم منابع زبانشناسي بيش از كتابدارياند و هم اغلب منابع به ساير نوشتههاي قبلي نويسنده ارجاع داده شدهاند و در برخي موارد نيز ارجاعات، ارجاع كور است و وجود ندارند“.
دكتر مهدي افضلي در پايان نويسنده كتاب را به عنوان شاعر و اصطلاح نامهنويس پزشكي، قابل تقدير دانست اما او را به عنوان كتابدار و اطلاعرسان متخصص با دلايل گفته شده پيشين خويش رد كرد.
سپس كريم حنفي نيري، كارشناس اطلاعرساني به عنوان ديگر سخنران اين جلسه با اشاره به نقش و كاركرد نظريه در علوم و جامعه گفت: ”تئوريها و نظريهها پايههاي اعتقادي و بنيانهاي فكري انسان را براي ادامه زندگي علمي ـ اجتماعي فراهم ميآورند“.
وي درباره نظريه اضافه كرد: نظريهها در مفهوم كلي قضايايي هستند كه مطابق قواعدي كامل شده و به بيان ديگر اين قضايا مطابق با قانون معين و براساس دادههاي قابل مشاهده به يكديگر مربوط شده اند.
حنفي افزود: ”از اين قضايا به عنوان وسايلي براي پيشبيني و تبيين پديدههاي قابل مشاهده استفاده ميشود. يعني همبستگي دروني فرضيهاي نظري كه راهنماي پژوهشگران در مشاهده همبستگي بين پديده است، نظريه ناميده ميشود و فرضيههاي نظري از طريق ارتباط قطعي كه بين مفاهيم نظري وجود دارد، تدوين ميشود“.
اين سخنران تصريح كرد: ”نظريه ممكن است خيلي وسيع و گسترده باشد يا از تعدادي فرضيه به هم پيوسته كه داراي ارتباط مدون هستند، تشكيل شود. رينولدز (1971) نظريه را به صورت كلي ”هر جمله يا بيان درباره حوادثي كه مشاهده آنها ميسر نيست“ تعريف كرده كه اين جمله ممكن است از يك سو فرضيهاي ساده و درباره وقوع يك متغير در شرايط معين باشد و از سوي ديگر ميتواند تبييني پيچيده باشد، مانند اينكه بپرسيم هستي در 405 ميليون سال پيش چگونه بوده است“.
كريم حنفينيري با بيان اين نكته كه موفقيت يك نظريه در درجه اول به توانايي آن در طبقهبندي دادههاي قابل مشاهده بستگي دارد، گفت: ”نظريه خوب آن است كه بتواند هر مشاهدهاي را به راحتي و بدون شك و ترديد طبقهبندي كند؛ يعني، هم براي آن طبقه مناسب وجود داشته باشد و هم اين كه براي آن بيش از يك طبقه موجود نباشد. هر نظريه توصيفي بايد همانند نظريه تبييني بر اساس ميزان سودمندي و قدرت توصيفي آن با توجه به ملاك آزمون پذيري مورد ارزشيابي قرار گيرد“.
اين سخنران با بيان اين مطلب كه به نظر ميرسد نظريه فقط به اين دليل وجود دارد كه توصيفها و طبقهبنديها كامل و كافي نيستند بدين ترتيب نظريه شامل كليه زمينههاي جهالت است، خاطرنشان ساخت: هميشه در مشاهدههاي ما اشتباهاتي وجود دارند و غالباً حوادث و پديدههايي رخ ميدهند كه به دلايلي قابل مشاهده نيستند. گاهي اشتباه به اين سبب به وجود ميآيد كه حادثهاي اتفاق ميافتد ولي با روشهاي موجود مشاهده، نميتوان به چگونگي آن دست يافت. يك نظريه مطلوب بايد قدرت پيشبيني دقيق داشته باشد، يعني بتواند پيشبيني كند كه چه حادثهاي اتفاق خواهد افتاد و همچنين تبيين كند كه چرا حادثه مورد نظر به اين طريق رخ داده است“. وي با اشاره به عدم ضرورت همنشيني مقالات كتاب تحت عنوان كلي، آن را فاقد توجيهي علمي و منطقي دانست و گفت: ”درست است كه تعدادي از مقالات اين مجموعه را ميتوان تا حدودي در حوزه مباحث نظري در كتابداري و اطلاعرساني دانست ولي حجم مقالات مربوط به اين حوزه محدود است به طور مثال مقاله ضعف زبان و اختلال در انتقال، مصرف و توليد اطلاعات: پژوهشي در زمينه دانش ترجمه مترجمان مقالات كتابداري ”اصلا“ درباره مباحث نظري در كتابداري و اطلاعرساني بحث نشده و صرفاً يك مقاله پژوهشي درخصوص ارزيابي مقالات ترجمه شده اين حوزه در برههاي از زمان بوده است“.
كريم حنفينيري تصريح كرد: دو مقاله ”پست مدرنيسم و كتابداري و اطلاعرساني ”مولف با اين ادعا كه پست مدرنيسم نه يك مكتب است، نه يك مرام، نه نظريه است، نه ايدئولوژي و نه سبك و اسلوب و جنبش و نهضت فكري، معلوم نساخته كه اين مقاله چگونه در اين حوزه مباحث نظري قرار يافته است“.
او در پايان تأكيد كرد: ”اين كتاب به قصد كتابسازي و به دليل فقر كتاب در اين حوزه تدوين يافته و از يك نويسنده و ناشر معتبر، اين امر پذيرفته نيست و با اين وجود چنين كتابسازيهايي جزو آسيبهاي رشته كتابداري و اطلاعرساني محسوب ميشوند“.