گزارش دوازدهمین نشست گروه "کلیات" عصر كتاب زنجان
دكتر افضلي: هدف علم مديريت، افزايش كارايي نيروی انساني در سازمان است
سیزدهمین نشست نقد كتاب گروه كليات عصر كتاب به بررسي كتاب "مديريت منابع انساني در كتابخانهها" اختصاص يافت.
دکتر سيد مهدي افضلي، تنها سخنران اين نشست، به بررسي كتاب "مديريت منابع انساني در كتابخانهها" پرداخت و خاطر نشان ساخت: "پيوشكانتي ماها پانترا" نويسنده هندي اين اثر بوده و آن را در سال 2002 ميلادي به چاپ رسانيده و درايران اين كتاب توسط ثريا ضيايي و مجتبي كفاشان مورد ترجمه قرار گرفته است.
افضلي گفت: از ديگر آثار اين نويسنده مي توان به كتابهايي همچون "سازمان دهي اطلاعات در كتابخانهها" ، "مديريت مجموعهها در كتابخانهها"، "مديريت منابع انساني در كتابخانهها"، "مديريت اطلاعات در كتابخانهها" و "ايمني در كتابخانهها "اشاره كرد.
وي ادامه داد: او در اين كتاب موضوع صحبت را از مديريت منابع انساني و سپس به مديريت منابع انساني در كتابخانهها ميكشاند. انتظار ما اين است كه به لحاظ نوع موضوع كه هم مديريت و هم كتابداري را ميطلبد، نويسنده در هر دو زمینه تسلط كافي داشته باشد ولي او يك كتابدار است و مدير نيست. بهتر بود براي رفع اين نقيصه به طور مشترك با فردي كه تخصص مديريت دارد، كار ميكرد. از طرفي نيز با نگاهي به فهرست منابع كتاب ميبينيم كه اين منابع بسيار قديمي بوده و جديدترين آنها به سال 1998 ميلادي برميگردد.
اين استاد دانشگاه اظهار داشت: مطالب كتاب در هيچ جاي آن، ارجاع به منابع ندارند و به همين سبب بايد گفت كه روي جنبه علمي كتاب بايد كمي دقيق تر تأمل كنيم. اين كتاب كه از 13 بخش تشكيل شده، اطلاعات لازم براي كتابداران را دربردارد ولي براي مديران نوشته نشده است. اين كتاب، طبق تمام كتابهاي موجود، در اين حوزه درباره اصول مديريت صحبت ميكند و سپس وارد بحث اصلي ميشود.
افضلي بيان كرد: اولين بحثي كه بايد بدانيم، اين است كه مديريت يعني چه؟ ولي اصطلاحات و مفاهيم مديريت، در ابتداي كتاب، ذكر نشده است. مديريت بنا به تعريف ساموئل، هماهنگي همه منابع و امكانات از طريق فرآيندهايي مثل برنامه ريزي، سازماندهي،هدايت و كنترل است، به طوري كه اهداف تعيين شده، تحقق يابد. در خود اين تعريف 5 ركن اساسي مديريت را ميفهميم. سپس منابع را به سه دسته تقسيم ميكنيم، فيزيكي، مالي و انساني. يك مدير بايد براي انجام كار مديريتي اين سه منبع را داشته باشد. برخي از تئوريسينهاي علم مديريت، نيروي انساني را مهم ترين منبع ميدانند زيرا بدون داشتن نيروي انساني مجرب و آشنا به كار، هيچ گاه نميتوان انتظار بهره برداري و رسيدن به هدف را داشت.
وي ابراز داشت: در اين كتاب هدف مديريت منابع انساني، انگيزه دادن، آموزش، تشويق و هدايت كاركنان كتابخانه عنوان شده است. (در صفحه 13 كتاب) ولي آن چيزهايي كه نويسنده به عنوان اهداف مشخص كرده ، اهداف نيست بلكه ابزار ميباشد. يعني انگيزه دادن ، آموزش، تشويق و هدايت، ابزاري براي مديريت منابع انساني ميباشد. در علم مديريت، هدف افزايش كارايي نيرو انساني در سازمان تعريف شده است.
اين فعال عرصه كتاب، تصريح كرد: 8 قدم اساسي در مديريت منابع انساني، عبارتند از: قدم اول، تجزيه، طراحي و طبقه بندي مشاغل، مدير بايد بداند كه نياز به چه شغلهايي در سازمان دارد. قدم دوم، نيرويابي، جذب و گزينش. قدم سو، آموزش و توسعه منابع انساني، قدم چهارم ، بهبود حقوق و دستمزد، مدير بايد چيزي بدهد كه برابرش را دريافت كند. قدم پنجم، ارزيابي مشاغل و پرسنلي است كه براي مدير كار ميكنند. قدم ششم، نظم و انضباط اين پرسنل است. قدم هفتم، برنامه ريزي براي نيروي انساني و قدم هشتم سلامتي، ايمني و رفاه پرسنل ميباشد.
افضلي خاطرنشان ساخت: كتاب مطالب مفيدي دارد و به دليل اينكه مطالب آن به صورت تكه تكه و از منابع مختلف جمع آوري شده ، ساختاري ناموزون دارد. تنها كاري كه مؤلف كرده ، تغيير لغت "سازمان" در تمام متن به لغت "كتابخانه" بوده است. علاوه بر اين، مطالب در بسياري از جاها تكراري است. در خصوص ويرايش متن هم، با وجود اينكه ويراستار كتاب، اسد اله آزاد، فرد با تجربهاي است ولي دقت لازم را نداشته است، زيرا در هر صفحه كتاب بين 25 الي 45 ويرگول وجود دارد كه متن را نازيبا كرده است.
وي در خصوص اشكالات كتاب، ابراز داشت: در صفحه 28 كتاب، نويسنده، پرسنل كتابخانه را به 4 گروه تقسيم نموده است. ولي با مطالعه چند منبع، متوجه ميشويم كه تقسيم بندي او صحيح نيست و در ابتدايترين حالت بايد او، پرسنل را به گروه متخصصان كتابداري و غير متخصصان تقسيم می كرد. در حالي كه او اين افراد را به 4 گروه، حرفهاي، نيمه حرفهاي، ستاد پشتيباني و اجرايي، امور مالي تقسيم ميكند. اين تقسيم بندي ناهمگون است، در حالي كه در كل كتاب، تمام پرسنل كتابخانه را برخلاف اين تقسيم بندي، با يك چشم نگريسته است. او در جاي ديگر از كتاب رويكرد رهبري را به دو دسته بالا به پايين و مشاركتي تقسيم كرده، در حالي كه مقصودش، دو گروه مجزا و يكپارچه بوده است.
افضلي نظريات اين نويسنده را بيشتر، نئوكلاسيك خواند و افزود: نويسنده چون در يك كشور در حال توسعه زندگي مي كند، بيشتر به نقش روابط شفاهي در مديريت، تأكيد ميكند. اين در حالي است كه انديشمندان كشورهاي توسعه يافته، روابط سازماني را بر روابط انساني ارجح ميدانند. او چون يك كتابدار است بر لزوم عشق و علاقه خود كتابداران به كتابداري نيز تأكيد مينمايد.
در پايان اين جلسه، حسين محمدي، كارشناس كتابداري و سر گروه عصر كتاب كليات بيان نمود: 8 كتاب را براي سال جديد در گروه كليات انتخاب كردهايم. سعي كرديم كه موضوعات تكراري نباشد و كتابهاي انتخاب شده، مربوط به سال 86 و 87 باشند. ولي هنوز اين كتابها را قطعي نكردهايم و قرار است كه در جلسهاي كه روز شنبه هفته آينده برگزار ميشود، اعضاي اصلي گروه كليات عصر كتاب در مورد اين كتابها نظر بدهند.